عمر بر امید فردا میرود
به نام او که سخن گفتن را آموخت.اولین برخورد هایم با دنیای مجازی از وجه اطلاعاتی این فنآوری نوین و بیشتر در وادی کسب خبر بود و از اين جادوي رسانه ای بهره ها میبردم. در دوران دانشجویی نیز بنا به مقتضیات از همین جنبه استفاده درسی داشتم. بعدها یکی دو تجربه ناموفق نیز باز در همین حوزه برای راه اندازی وبلاگ های خبری داشتم. اما در این تجربه جدید در حوزه وبلاگنویسی برآنم از وجه دیگر این فنآوری نوین یعنی وجه ارتباطی آن استفاده کنم و تلاشی را آغاز نمایم برای ارتباط و گفتگو با دیگران، مخاطبان آشنا و نا آشنایی که بنا به احوالات متفاوت در فضای واقعی نتوانسته یا نخواسته ایم با هم به گفتگو بنشینیم. گاه فقدان ارتباط و شناخت و گاه فاصله های فیزیکی یا روانی یا فکری و یا بسیاری علل دیگر مانع گفتگو شده و ما را از دریافت اطلاعات، اندیشه ها و در نتیجه شناخت بیشتر از خود و دیگران و سایر پدیده ها باز میدارند. امیدوارم بتوانم بخشی از فرصت هایم را به حضور در این فضا اختصاص دهم و از این طریق ارتباطی را برقرار و آن را حفظ کنم. متمایلم در این فضا بیشتر به دغدغه های ذهنی و دلمشغولی های خودم(والبته بسیاری دیگر)در باب سنت و جزءفربه آن دين و وضعیت آن در مقابل طوفان مدرنیته و سلوک و حیات آدمی ( بیشتر در وجه اجتماعي و سياسي و البته با همان رويكرد سنتي آن) و محیط پیرامونیم بپردازم و از آرا و اندیشه های مخاطبان بهره ببرم و یا نوشته ها و مقالات نگارش شده توسط ديگران در این عرصه را گردآوری و انعكاس دهم؛ گرچه باید دید در آینده چه پیش خواهد آمد.
